الشيخ محمد علي الگرامي القمي

60

فلسفه (مقدمات، شناخت، ديالكتيك و ادراكات حقيقى و اعتبارى) (فارسى)

حساب شود . ولى مثلًا ژرژ پوليستر مىگويد « گاهى مىگوييم باران مىبارد و هنوز كلاممان تمام نشده كه باران مىايستد . اين جمع نقيضين است » . در حالى كه اين ، در دو زمان بوده است و وحدت ندارند . « 1 » اما آن‌ها كه منطق را غير مفيد مىدانند ، مىگويند : 1 - اگر منطق مفيد بود ، اين همه اختلاف عقايد در ميان علمايى كه منطق مىدانند ، نبود . پاسخ اين كه اولًا به كار بستن منطق مفيد است ، نه صرف دانستن و اگر كسى بخواهد به طور خودكار منطق را در تفكرات عقلى خود منظور دارد و دور از بد گمانى و ساير اخلاق بد غير برهانى در فلسفه عملى باشد ، بايد ممارست زيادى در منطق پيدا كند . و به هر حال عمل به منطق ، حفاظت از خطا مىآورد نه صرف علم منطق . ثانياً ، منطق فقط شكل صعودى قياس‌ها را تنظيم مىكند و اما تعيين مواد قياسات از جهت يقينى بودن و غيره به عهده‌ى تحقيقات خود فرد است . و چه بسا اختلافات كه مربوط به اشكال در ماده‌ى قياس است . 2 - و گفته‌اند : منطق ، بايد وسيله‌ى كسب علم باشد در حالى كه تا منطق در ميان جوامع ريشه داشت ، به جايى نرسيدند و از وقتى كه روش تجربى پيدا شد ، علوم رونق گرفتند . پاسخ اين كه اولًا منطق فقط روش شناخت مىباشد و اما محتواى علم احتياج به تحقيقات موردى دارد . منطق شكل تحقيقات را تصحيح مىكند و به خودى خود محتوا تحويل نمىدهد . ترقيات جديد نه به علت طرد منطق بود ، بلكه به علت اختراعات جديد و دستيابى به ابزار تحقيق بود . مضافاً اين كه روش تجربى در منطق هم پذيرفته شده است ، ليكن انحصار را قبول نداريم .

--> ( 1 ) - / المنطق المقارن ، از مؤلف اين كتاب